خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
560
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
انتاج كاذب از قضيههاى صادق ، زيرا مثلا ثنويان تضاد افعال را دليل دوگانگى فاعل مىدانند - اما از سوى ديگر انتاج مشهور از غيرمشهور نيز ممكن است به خلاف صادق و كاذب ، زيرا انتاج صادق از قضاياى كاذب امكانپذير نيست . و سبب انتاج مشهور از غيرمشهور اين است كه هر مشهورى حق نيست و نيز هر تأليفى كه در جدل استعمال مىشود منتج بالذات نخواهد بود . و اين حكم برحسب امكان است . اما غالبا چنين است كه از هر صنفى ، مانند همان صنف انتاج مىشود مثلا مشهور از مشهور و شنيع از شنيع منتج مىشود و چنانكه گفتهايم اين بدان جهت است كه نتايج جدلى نبايد از مبادى بسيار دور باشد و هرگاه مبادى نزديك باشند ، در حال تصور مقدمات ، لزوم آن نتايج از آن مقدمات آشكار شده و بنابراين آثار شهرت و شناعت از مقدمات به نتايج سرايت مىكند . بنابراين هيچگاه لازم محمود ، خالى از پسنديدگى و لازم شنيع بدون زشتى نخواهد بود ، بلكه انتاج مشهور از مشهورات ، شناخته شدهتر بوده و انتاج شنيع از صنف خود نيز اينگونه است . بهندرت مىتوان مشهوراتى يافت كه به دو طرف نقيض تعلق بگيرند . و در مشهورات مطلق اصلا چنين چيزى يافت نمىشود . بلكه اگر موردى پيدا شود ، در مشهورات محدود بوده كه برحسب رأى قوم يا گروهى يا وقتى ، يك طرف شهرت داشته و برحسب رأى قوم يا گروه يا وقت ديگر طرف ديگر نقيض مشهور باشد ، مثلا نزد گروهى از عوام جمع مال بهتر از انفاق آن است و نزد گروهى ديگر عكس آن ، يا نزد عوام لذت بهتر و نزد خواص اعراض و دورى از آن بهتر است ، يا نزد بعضى از خواص شهادت با نام نيك بهتر از حفظ نفس و وقوع در مهلكهها بوده و نزد بعضى ديگر عكس آن بهتر است و هركدام از اينها برحسب خود مشهورند . ازاينرو در اغلب موارد براى كسى كه حافظ وضع مشهور است ، اولى و بهتر آنكه غير مشهور را تسليم نشده و امتناع ورزد زيرا نقض وضع او از امثال آن قابل توقع و انتظار است ، اما اگر كسى حافظ وضع شنيع است بهتر است تسليم غيرمشهور شده و از آن امتناع نكند ولى حافظ وضع شنيع نبايد در منع قضاياى مشهور سختى به خرج دهد بلكه بايد تلطف و مهربانى نموده و مثلا بگويد : براى من كه مسلّم نيست خير و شر با همديگر تقابل دارند چگونه مىتوانم بپذيرم كه علم و جهل با همديگر متقابلاند . و يا آنكه آن را به گردن واضع انداخته و بگويد : واضع اين مذهب